داشتم مطالب قبلی نگاه میکردم دیدم نوشتم با اتوبوس مسافرت رفتن خیلی فرق داره و اینا
بنده غلط کردم
ینی هیچ جوری نمیشه خوابید 
اون از رفتن ک با دانشجو ها افتادیم دوتا دختره تا خود صب مث خر میخندیدن باهم یکی نبود پاشه بزنه دهنشون
اون از برگشت ک با وی ای پی بودنش بازم خوابم نمیبرد هی سرتو بچرخون اینور اونور ب سقف نگاه کن ن اصن نمیشد لعنتی 
اینا ب کنار گردن دردم گرفتیم 
انوقت ی نگا ب عقب کردم دیدم همه دارن خواب خوش میبینن ما دنبال سوژه واسه خواب میگردیم
حسش نبود گوشیم دربیارم ور برم کلا خوب نبود دوس ندارم دیگه..
برچسب: هشتم شهریور,هشتم شهریور 1360,هشتم شهريور,هشتم شهریور هنرستان,هشتم شهریور بهاباد,هشتم شهریور 60,شهروند هشتم,شهر هشتم,شهروند هشتم مشهد,شهرسازی هشتم,
نویسنده: مهدی صالحپور