![]()
ب بیست رسید
همه مث هم بودند
هعی...
لعنت ب حرف زدنم ک تنده...
مامان خوراکی میخره ولی خب اون تنقلاتی ک من دوس ندارم و دلم نمیخواد
میخورمشون حالم ب کل بد میشه 
شب مامان گف قارچ پختم 
صدام بالا رف ک برا من نیاری نمیخواما دوس ندارم
فک کردم میاره ولی نیاورد خب (: خاک تو اون سرم ک..(:
سیستم ایمنی بدنم خیلی ضعیف شده ...دستام سرد میشن یخ یخ
برچسب: بیستم شهریور,بیستم شهریور روز گرگان,بیست شهریور,بیست شهر بزرگ ایران,بیست شهر پرجمعیت جهان,بیست شهریور علی شوکت,بیست شهر الوده جهان,بیست شهر,بیست شهر مرتفع ایران,بیست شهر بزرگ دنیا,
نویسنده: مهدی صالحپور